بی تا بی ام تاب می خورد و تاب می خورد و تاب می خورد ...
تا آغوش تو امانم دهد
در هوایی که تنها تو را طلب می کند
و خواستن ات حرف تازه ای نیست
که قلب من در دستان گرم تو نه تنها آرام که اوج می گیرد
.
.
.
پ.ن: دستان تو ،حکایتی است که قلم تاب نمی آورد روایتش را....
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱/۱٥ توسط بانو
| پيام ها ()
زبانم بند آمده از دلتنگی
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ توسط بانو
| پيام ها ()
