دفتر جدید زندگی من باز می شود و من با لبخندی از ته دل به ان خوش امد می گویم...

٨٩ عزیز تو را با قلبی سرشار از امید پذیرا هستم و قول می دهم که لحظه لحظه ات را سرشار از شادی و مهربانی کنم.

این اولین بار است که در این خانه ی قدیمی خودمانی حرف می زنم...شاید این هم ورق تازه ای برای امسال باشد....به هر حال دوستش دارم ..همچنان که این روزها و ساعت ها را....

  
نویسنده : بانو ; ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۳
تگ ها :