دوست دارم از عشق خود به تو ساده بنويسم.چرا که هيچ چيز را در اين دنيای سراشار از رنگ ساده تر نمی يابم و اين به خاطر وجود توست. وجودی که برای من سراسر زيبای ی است .حتی اگر زشت ترين موجود روی زمين باشی.

دوست دارم به تو بگويم چه اندازه قلب من در دنيای عشق تو کودک می شود و گاهی آنقدر کودکانه برخورد می کند که عقلم از حرفهايش شرم می کند و هی می زند که ای اينجا جای ديگری است و تو....و من نمی دانم که چرا اينچنين است ؛ چرا من بايد ..تو بايد...وای که چقدر زندان منطق تنگ است و احساس فراخ و چقدر اين دو در ستيز برای پيروزی...

  
نویسنده : بانو ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱
تگ ها :