برای اولين بار...

....

حرفهایت را در سکوت و سکوتت را در میان بذله گویی هایت گم می کنی

و از یاد می بری آن چشمانی را که وجود شعله ور در آتش ات را فریاد می زنند

و نمی دانی که گرمای آتش وجودت چه سوزناک می شود وقتی با لبخند مهربانت آن را پنهان می کنی

  
نویسنده : بانو ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢٦
تگ ها :