این روزها باز می شنوم

صدای گام هایی را

که آرام آرام نزدیک می شوند

صدایی آشنا که

روزی دور می شد

آنقدر دور که کم کم پنهان شد

پنهان در میان تمام سر و صداهایی که

تمام خاطراتم را در بر گرفته بود

صدایی که گمان می کردم

روزی از خاطر خواهم برد

چنان که صدای آشنایش را نشناسم

اما...

دارم می شنوم

چنان نزدیک

که گاه بدنم 

دلم ...

می لرزد

.

  

نویسنده : بانو ; ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢۱
تگ ها :