تو ای تک ستاره ی آسمان قلب من
به من بگو
تا  کی تو را رصد کنم
تا  کی از پشت شیشه ها به تو بنگرم
بگو
تا کجا مسافت خودم تا تو را
از میان سالها و قرن ها اندازه بگیرم
تا شاید
روزی
ساعتی
لحظه ای
به سراغم بیایی
و
قدم در کلبه ی کوچک قلبم بگذاری
کلبه ای که پنجره هایش همه به سوی تو باز می شوند
و تنها نور تو را به داخل راه می دهند
بگو تا کی باید به آسمان چشم بدوزم و رویاهایم را در آن ببینم
.
.
.
باور کن که خسته ام
و انتظار می کشم
انتظار....انتظار...انتظار...
 
پ.ن:می دانم که روزی تو هم زمینی خواهی شد...باور کن !
  
نویسنده : بانو ; ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٠
تگ ها :