تو عبور کرده ای از من و من نیز هم

اما غباری بر دلم نشسته که گاهی چشمهایم را می سوزاند  و وامیداردش که آن را فرو بریزد و نمی دانم تا کجا و کی این داستان ادامه دارد

....

دلم تنگ است برای خانه ی امنی که مرا ....

نمی دانم

دل گرفته ام،دل گرفته....

/ 3 نظر / 17 بازدید
رضا

تو عبور کرده ای؟! من نه!!

محمدرضا طاهری

اینجا از معدود جاهایی ست که حرف های بی حسابش همچنان بی حساب مانده اند... ... یاد ایامی...