..

نبودنت را در افکارم مز مزه می کنم

پيش از آنکه فرو دهم ..همه را بيرون می ريزم

آنقدر تلخ است که

 اشکها هم با آن همه شوری نمی توانند کاری برايم بکنند

/ 27 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

مطلبی جديد در بلاگم نوشته شده.

بهرخ

يکی هم به من سر بزنه من فريبکار نيستم

مهشيد

با مناجاتی سرخپوستی به روزم منتظرتم

رویا

سلام.خوبی دوست خوبم؟براتون مسج گذاشتم تو مسنجر دریافت کردید بهم خبر بدید.اگه نرسید با ادرس ایمیلم تماس بگیرید.

تکتم

vaghti khoda be to mige: bashe! yani daghighan hamun chizi ro ke mikhay be to mide . vaghti mige: na ! yani ye chize behtar be to mide. vaghti mige: sabr kon ! yani dare behtarin chiz ro baraye to amade mikone!!

تکتم

گاهی آرامشی که اين اشکها بهت ميدن اونقدر زياد هست که ميشه باهاش هر تلخی و سختی رو تحمل کرد

وحيد

سلام اميدوارم که حالتون خوب باشه. من که هيچگاه تنهايی رو حس نکردم آخه هر موقع که تنها شدم در اون موقع خدای خودم رو بهتر از هميشه درک کردم. شاد باشيد و هميشه بهاری از سرزمين گلگون کفن

گلبانگ سحر

سلام... تنهايی هم می تونه عالم زيبايی باشه... تنهايی مطلق لبته وجود نداره