بی تا بی ام تاب می خورد و تاب می خورد و تاب می خورد ...

تا آغوش تو امانم دهد 

در هوایی که تنها تو را طلب می کند

و خواستن ات حرف تازه ای نیست

که قلب من در دستان گرم  تو نه تنها آرام که  اوج می گیرد

 .

.

.

پ.ن: دستان تو ،حکایتی است که قلم تاب نمی آورد روایتش را....

/ 3 نظر / 6 بازدید
فاطمه

دوست دارم کمی اینجا بنشینم ‌با تو اندکی فاصله از خویش بگیرم تا تو ... دلم تنگ شده بانو واسه همه ی روزهای گذشته چه خوب..چه بد [ناراحت]

حلیم بادمجون!

واسه 1 لحظه، پ.ن رو با پ.ن.پ اشتباه گرفتم!:)

mohsen

مثله قدیم دلنوشته هات جذابه عزیز.