* دلم سکوت کرده،چشمانم هم

و بغض در گلویم زندانی شده

نمی دانم چرا این روزها دلم هم با من سرناسازگاری دارد

انگار در خود را به همه عالم حتی من بسته است

و من مانده ام و یک دنیا تنهایی

...

** من آن مسافری ام که روزها، ماه ها و سالها به امید رسیدن به مقصدی راهی را پیمود و یک اتفاق ..یک اتفاق و یک سوال ... به کجا می روم اخر...

 

/ 3 نظر / 5 بازدید

.

سحر

امشب که شعله می زندم ماجرای تو بر این سرم که سر بگذارم به پای تو بی تاب و بی قرارم و بی واهمه ولی جز حرف عاشقانه ندارم برای تو امشب هزار مرتبه بی تو دلم شکست یعنی هزار مرتبه مردم برای تو من راضی ام به این همه دوری ولی عزیز راضی ترم به اینه ببینم رضای تو حالا درخت و جاده به راهت نشسته اند حالا سکوت و سایه پر است از صدای تو سلام روزت بخير باشه.كلبه اي زيبا و دل انگيز....عالي بود...عطرش كه من سرمست كرد چه برسه به محتوياتش...دوست داشتي به كلبه منم سر بزن...يه آپ جديد.. خوشحال ميشم عطر حضورت باعث سبزي كلبه كوچكم بشه...روزت قشنگ و دل انگيز[گل]

فاطمه

یک راه بسته هست برای گریختن یعنی مرا به سخره بگیرید راه ها![سوال] خیلی زیبا می نویسی بانو!