چرا این همه فریاد اثر نمی کند

چرا خدا هم دیگر صدای مرا نمی شنود

اصلا" من در کجای این زمین و زمان قرار دارم

چرا هر جا می گردم جایی برای خودم پیدا نمی کنم

چرا هر روز آدم ها را  غریبه تر می بینم

کی این غربت تمام می شود

تا کی باید بروم و  نرسم

تا کجا سراب ها را دنبال کنم

مگر من چقدر نفس برای دویدن دارم

ای خدا!

خسته ام

دیگر توانی برایم نمانده است

 

 

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
سحر

نمي دانم خورشيد! نمي دانم دل اناري ات با صداي كدام خواننده فشرده مي شود!! دل من كه مثل انار آخر پاييز با گريه ي كودكي لجباز ترك بر مي دارد اما تو خورشيد مواظب روشنايي فلق و دل تنگي ديوار هاي كوچه باش سلام روز بارونی ت بخیر باشه گلم...وبلاگ فوق العاده زیبایی داری...[گل]وقت کردی به وبلاگ منم سر بزن خوشحال میشم عطر قدمهای سبزت کلبه کوچکم معطر کنه..امروز آپيدم...روز خوبی داشته باشی مهربون[گل]

علی بهمنی

وخامت از کمر شهر میزند بیرون شبیه سنده سگ از سر سیاسی ها اوین شلوغ ترین شهر های دنیا گشت بنا به گفته آمار گیر عاصی ها ................................................ سلام ...مطمئن نیستم که امروز امروز باشد اما اگر باشد شاید به روز باشم...........مرا بخوانید

فاطمه

به اهل شهر بگو بیش از این دعا نکنند که مدتی ست خدا رفته بی خبر,تنها... [سوال]

رضا

ای شب جدایی که چون روزم سیاهی ، ای شب کن شتابی آخر ز جان من چه خواهی ، ای شب ؟ نشان زلف دلبری ز بخت من سیه تری بلا و غم سراسری تیره همچون آهی ، ای شب کنی به هجر یار من حدیث روزگار من بری ز کف قرار من جانم از غم ، کاهی ای شب (میدونم که میدونید این شعر رو قرض کردم!!)